Trust only movement. Life happens at the level of events not of words. Trust movement.
۱:۴۱ ب.ظ
۱۰:۱۲ ب.ظ
گاندی
من میتوانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم، چرا که من یک انسانم، و اینها صفات انسانى است. و تو هم به یاد داشته باش:من نباید چیزى باشم که تو میخواهى ، من را خودم از خودم ساختهام، تو را دیگرى باید برایت بسازد و تو هم به یاد داشته باش
۱۲:۲۰ ب.ظ
Ed Wynn comedian
A comedian is not a man who says funny things. A comedian is one who says things funny.
Ed Wynn
۹:۲۲ ب.ظ
۳:۴۷ ق.ظ
آب حیات عشق / مولوی / دیوان شمس
آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن
آینه صبوح را ترجمه شبانه کن
ای پدر نشاط نو بر رگ جان ما برو
جام فلک نمای شو وز دو جهان کرانه کن
ای خردم شکار تو تیر زدن شعار تو
شست دلم به دست کن جان مرا نشانه کن
مولوی
ماری دو سویینه زن بودن
من از این که زن خلق شدهام بسیار خوشحالم زیرا در غیر اینصورت مجبور بودم با یک زن ازدواج کنم.
ماری دو سوینه
سقراط زن
ازدواج کنید به هر وسیله ای که میتوانید اگر زن خوبی گیرتان آمد حتما خوشبخت خواهید شد و اگر همسر بدی گیرتان آمد فیلسوف از آب در خواهید آمد و این برای هر مردی خوب است.
سقراط
حسادت رقابت زن
مردان و زنان حداقل در یک موضع توافق دارند و آن هم این است که هر دوی آها به زنان اعتماد ندارند.
اچ.ال.منکن
روز تولد زن
دیپلمات مردی است که همیشه روز تولد زنش را به خاطر آورد ولی سنش را نه.
رابرت فراست
۱۰:۵۰ ق.ظ
ازدواج باب هاپ
تا وقتیکه مرد عروسی نکرده او را غیر کامل می خوانند ، بنابراین معلوم می شود پس از ازدواج کار مرد تمام است .
باب هاپ
۸:۱۵ ب.ظ
کلیفتون فدیمن پنیر
یک پنیر ممکن است ناامیدکننده، متنفرکننده، ساده و یا بسیار پیچیده باشد، ولی هنوز پنیر است . پنیر، جهش شیر در مقابل بداخلاقیها و فساد است .
کلیفتون فدیمن
۱۱:۲۶ ق.ظ
قصاص
اگر تو به کشتن من دست بر آوری ، من هرگز به کشتن تو دست دراز نخواهم کرد ، که من از خدای عالمیان میترسم.
آیه ۲۸ سوره مائده
۱۰:۱۷ ق.ظ
William Osler
The philosophies of one age have become the absurdities of the next, and the foolishness of yesterday has become the wisdom of tomorrow.
William Osler
۶:۰۲ ب.ظ
توهم ایمان
هنگامی که یک نفر دچار توهم میشود، دیوانهاش میگویند. هنگامی که افراد بسیاری دچار یک توهم میشوند، مومنشان میخوانند.
رابرت پیرسینگ
۱۱:۵۱ ق.ظ
ایران
خانه ام آتش گرفته ست, آتشی جانسوز. هر طرف می سوزد این آتش, پرده ها و فرش ها را, تارشان با پود. من به هر سو میدوم گریان, در لهیب آتش پر دود؛ وزمیان خنده هایم, تلخ, و خروش گریه ام, ناشاد, از درون خسته سوزان, می کنم فریاد, ای فریاد! ای فریاد!
اخوان ثالث

